خرید بک لینک

هيچ مي داني كه رفتي من چه حالي داشتم
دور خود مي گشتم و با خود جدالي داشتم
لحظه ها زل مي زدم بر قاب عكس خاطرات
لحظه ها مي رفت و من عشق خيالي داشتم
لحظه ها رد مي شد و رد مي شدي از پيش من
پيش چشمم چشمه ي آب زلالي داشتم
پيش خود در خلوتم مي سوختم اما چقدر
روي شادي پيش چشم اين اهالي داشتم
آمدي، رفتي ولي زود از كنار خاطرم
لحظه ديگر اگر بودي سؤالي داشتم
روي دوش عشق وقتي آمدي اي نازنين
كاش من هم مثل تو آن لحظه بالي داشتم
بعد آن تشييع سرخت، سبز ماندي، من ولي
هيچ مي داني كه بعد تو چه حالي داشتم

برچسب: نویسنده: مهران تاريخ: دوشنبه 24 تير 1392 ساعت: 12:02

صفحه بندی