خرید بک لینک
۵ ماه میشد تفاوت دختر پسر نداده بودم

دختر: وقتی میخواد بیرون بره . پنج ساعت و نیم آرایش میکنه هفتاد نوع لباس عوض میکنه . ده جور عطر به خودش میزنه بعد میره بیرون و یه ربع بعد بر میگرده.
پسر: وقتی میخواد بیرون بره . یه ربع لباس می پوشه و تا بفهمی چی شده سریع پریده توی خیابون و ده ساعت بعد بر میگرده.

دختر: وقتی میخواد خرید کنه قیمت تمام اجناس مغازه رو می پرسه طوری که فروشنده تصمیم به خودکشی میگیره و بعد هیچ چیز از مغازه نمی خره .
پسر: اولین جنسی که توی مغازه ببینه میخره و میاره خونه و می پوشه بعد تازه متوجه میشه که اندازش نیست

دختر: بعد از پرسیدن کلیه اجناس و قیمت شورت فروشنده اگه کمی فروشنده شانس داشته باشه تصمیم به خرید یه جنس میگیره و بعد وارد عملیات چونه زنی میشه .
پسر: بعد از انتخاب جنس پول دوبله و سوبله به فروشنده میده طوری که تا آخر ماه ته جیبش شیپیش می مونه

دختر: دو روز و نیم توی حموم میمونه و عملیات تاکتیکی روی خودش انجام میده.
پسر: پنج دقیقه و سی و چهار ثانیه رکورد حمام رفتن میزنه .

دختر: برای تابستان کلاس کامپیوتر و زبان و تایپ و ........ رو انتخاب میکنه.
پسر: ماه اول تیکه انداختن به دختران گرامی . ماه دوم تور کردن

ماه سوم با عرض پوزش

دختر: لباس چسبون میپوشه تا حدی که همه بر آمدگی هاش قلمبه بزنه بیرون
پسر: لباس گشاد تا اونجایی که سی و پنج نفر توش به راحتی جا بشن .

دختر: موقع راه رفتن خودشو را طوری تکون میده که همه انگشت به دهن بمونن .
پسر: طوری راه میره که از پشت احساس میکنه یه شتر داره یورتمه امتحان میده

تفاوت نحوه نشستن برخی دخترها در 10 سال پیش و حالا wink

عکس جالب

به مرد بودن خود افتخار کنید...........!!


همیشه از نام خانوادگی شما استفاده می شود

مدت زمان مکالمهی تلفنی شما حداکثر۳۰ ثانیه است

برای یک مسافرت یک هفته ای تنها یک ساک کوچک دستی نیاز دارید

در تمام شیشه های مربا و ترشی را خودتان باز میکنید

دوستان شما توجهی به کاهش یا افزایش وزن شما ندارند

جنسیت شما در موقع مصاحبهی استخدام مطرح نیست

لازم نیست کیفی پر از لوازم بی استفاده را همه جا به دنبالتان بکشید.

ظرف مدت ۱۰دقیقه میتوانید حمام کنید و برای رفتن به مهمانی آماده شوید

همکارانتان نمیتوانند اشک شما را در بیاورند

گر در ۳۴ سالگی هنوز مجردید، احدی به شما ایراد نمی گیرد

رنگ اجزاء صورت شما در هر صورت طبیعی است

با یک دسته گل میتوانید بسیاری از مشکلات احتمالی را حل کنید

وقتی مهمان به خانهی شما میآید لازم نیست اتاق را مرتب کنید

بدون هدیه میتوانید به دیدن تمام اقوام و دوستانتان بروید

میتوانید آرزوی هر پست ومقامی را داشته باشید

حداقل بیست راه برای بازکردن در هر بطری نوشابهی داخلی یا خارجی بلد هستید

ضرورتی ندارد روز تولد دوستانتان را به خاطر داشته باشید

هر ساعتی دلتون بخواد میتونید از خونه بیرون برید و هر ساعتی دلتون بخواد میتونین برگردین

و بالاخره روزی یک پیرمرد موفق خواهید شد

فرق یه پسر با دختر چیه ؟؟!!


وقتی یک دختر حرفی نمیزند میلیونها فکر در سرش می گذرد

وقتی یک دختر بحث نمیکند عمیقا مشغول فکر کردن است

وقتی یک دختربا چشمانی پر از سوال به تو نگاه میکند یعنی نمی داند تو تا چند وقت دیگر با او خواهی بود

وقتی یک دختر بعد از چند لحظه در جواب احوالپرسی تو می گوید: خوبم یعنی اصلا حال خوبی ندارد

وقتی یک دختر به تو خیره می شود شگفت زده شده که به چه دلیل دروغ می گویی

وقتی یک دختر سرش را روی سینه تو می گذارد آرزو می کند برای همیشه مال او باشی

وقتی یک دختر هر روز به تو زنگ میزند توجه تو را طلب می کند

وقتی یک دختر هر روز برای تو [اس ام اس] می فرستد یعنی میخواهد تو اقلا یک بار جوابش را بدهی

وقتی یک دختر به تو می گوید دوستت دارم یعنی واقعا دوستت دارد

وقتی یک دختر اعتراف می کند که بدون تونمی تواند زندگی کند یعنی تصمیم گرفته که تو تمام آینده اش باشی

وقتی یک دختر می گوید دلش برایت تنگ شده هیچ کسی در دنیا بیشتر از او دلتنگ تو نیست


و امــــــــــا
.....
وقتی یک پسر حرفی نمی زند حرفی برای گفتن ندارد

وقتی یک پسر بحث نمی کند حال وحوصله بحث کردن ندارد

وقتی یک پسر با چشمانی پر از سوال به تو نگاه می کند یعنی واقعا گیج شده است

وقتی یک پسر پس از چند لحظه در جواب احوالپرسی تومی گوید: خوبم یعنی واقعا حالش خوبه

وقتی یک پسر به تو خیره می شود دو حالت داره یا شگفت زده است یا عصبانی

وقتی یک پسر هر روز به تو زنگ میزند او با تو مدت زیادی حرف می زند که توجه ات را جلب کند

وقتی یک پسر هرروز برای تو [اس ا م اس] می فرستد بدون که برای همه "فوروارد" کرده

وقتی یک پسر به تو میگوید دوستت دارم دفعه اولش نیست (آخرش هم نخواهد بود)

وقتی یک پسر اعتراف می کند که بدون تو نمی تواند زندگی کند تصمیم شو گرفته که تورو اقلا واسه یه هفته داشته باشه

در مورد پسرها:

تجربه نشون داده که روي حرف پسرها نميشه حساب کرد!
تجربه نشون داده که پسرها عمدتا تنوع طلب هستند و خيلي سخت قانع ميشوند!
تجربه نشون داده که پسرها براي رسيدن به چيزي حاضرند دست به هرکاري بزنند!
تجربه نشون داده که پسرها در مورد دوستان همجنس خود هيچ تضميني در مورد رفاقت ندارند!
تجربه نشون داده که پسرها براي ايجاد امنيت براي gf خودشون حاضرند دست به خودکشيهاي مصلحتي بزنند! (در حالي که از من هم شنگولترند!)
تجربه نشون داده که پسرها براي عاشق شدن خيلي ساده هستند و راحت گول ميخورند!
تجربه نشون داده که پسرها 90% از دخترها کمتر در مورد چيزي تلاش ميکنند! و نتيجهي بهتري هم ميگيرند! (بخصوص در مورد درس!)
تجربه نشون داده که پسرها اگه در واقعيت به چيزي نرسند شروع به رويا پردازي ميکنند! و در خيال به آن ميرسند!
تجربه نشون داده که پسرها عمدتا (نه همگي) در برخورد اول چهرهي ساختگي از خود نشون ميدهند!

ولي در مورد دخترها:

تجربه نشون داده که روي حرف دخترها تا وقتي که پاي پسر ديگري ميون نباشه خيلي ميشه حساب کرد (ولي متاسفانه هميشه پسر ديگري وجود داره!؟)
تجربه نشون داده که دخترها تنوع طلبتر از پسرها هستند! (اگه ليست بگيريم! يه پسر اگه خوش شانس باشه روزي 1 شماره ميتونه به يه دختر بده! ولي يه دختر در يک روز شايد 200 تا شماره از پسر بگيره!
تجربه نشون داده که دخترها براي رسيدن به چيزي دست به کار فيزيکي نميزنند! ولي هر کلک يا حقهاي که بتونند رو اجرا ميکنند!
تجربه نشون داده که دخترها فقط از روي مصالح خود با دوستان همجنس خود ارتباط دارند (شايد کمبود امکانات!)
تجربه نشون داده که دخترها براي فهميدن دوستي طرف مقابل صحنه سازيهاي مصلحتي ميکنند! (در مورد پسرهايي که باعث مزاحمت و رنجش حاج خانوم شدهاند صحبت ميکنند!)
تجربه نشون داده که دخترها ديرتر به کسي اعتماد ميکنند و بيشتر گول ميزنند تا گول بخورند!
تجربه نشون داده که دخترها بيشتر بخاطر حسادت نسبت به کسي، در مورد کاري تلاش بيشتري ميکنند! (حتي در مورد غيبت کردن!)
تجربه نشون داده که دخترها بيشتر از پسرها از واقعيت فرار ميکنند!
تجربه نشون داده که دخترها در همون برخورد اول استراتژي خود رو در مورد ارتباط با يک پسر تعيين ميکنند! (برخورد يک دختر در بار اول فوق العاده انعطاف پذير است! در حالي که در دفعات بعدي برخورد يک دختر بر حسب شناختي است که از همون برخورد اول بدست آورده!؟ حتي اگر اين شناخت ناقص باشد!)

----------------------------------

پسرها
سن 14 سالگی : تازه تو این سن، هر رو از بر تشخیص میدن . اول بدبختی
سن 15 سالگی : یاد مي گيرن که تو خیابون به مردم نگاه کنن ... از قیافه خودشون بدشون مي یاد
سن 16 سالگی : تو این سن اصولا راه نمیرند، تکنو مي زنن ... حرف هم نمي زنن ، داد مي زنن ... با راکت تنيس هم گیتارمي زنن
سن 17 سالگی : يه کمی مثلا آدم ميشن ... فقط شعارهایشان و بلند بلند مي خونن ... یادش به خیر اون روزها که تکنو نبود راک ن رول مي خوندن
سن 18 سالگی : هر کسی رو مي بینن تا پس فردا عاشقش ميشن ... آخ آخ ...آهنگ های داریوش مثل چسب دو قلو بهشون مي چسبه
سن 19 سالگی : دوست دارن ده تا رو در آن واحد داشته باشن ... تیز ميشن ... ابی گوش ميدن
سن 20 سالگی : از همه شون رو دست مي خورن ...ستار گوش ميدن که نفهمند چي شده
سن 21 سالگی : زندگی رو چیزی غير از این بچه بازیها مي بینن ... مثلا عاقل مي شن
سن 22 سالگی : نه. مي فهمن که زندگی همش عشقه ... دنبال يه آدم حسابی مي گردن
سن 23 سالگی : يکي رو پیدا میکنن اما مرموز ميشن ... ديدشون عوض مي شه
سن 24 سالگی : نه... اون با يه نفر دیگه هم دوسته ...اصلا لیاقت عشق منو نداشت
سن 25 سالگی : عشق سيخي چند؟ ... طرف باید باباش پولدار باشه... حالا خوشگل هم باشه بد نیست
سن 26 سالگی : این يکي دیگه همونیه که همه عمر مي خواستم ... افتخار ميدين غلا متون باشم ؟
سن 27 سالگی : آخيش
سن 28 سالگی : کاش قلم پام مي شکست و خواستگاری تو نميومدم


و اما دخترها
سن 14 سالگی : تا پارسال هر کي بهشون مي گفت چطوری؟ میگفتند ... خوبم مرسی ... حالا میگن مرسی خوبم
سن 15 سالگی : هر کي بهشون بگه سلام ... میگن علیک سلام ... نقاشیهاش بهتر میشه » بتونه کاري و رنگ آميزي
سن 16 سالگی : يعني يه عاشق واقعيند ... فردا صبح هم مخوان خودکشی کنن ... شوخی هم ندارن
سن 17 سالگي : نشستن و اشک مي ریزن ... بهشون بي وفايي شده ... کوران حوادث
سن 18 سالگي : دیگه اصلا عشق بي عشق ... تو خیابون جلو پاشون رو هم نگاه نمي کنن
سن 19 سالگي : از بي توجّهی يه نفر رنج مي برن ... فکر مي کنن اون يه آدم به تمام معناست
سن 20 سالگي : نه , نه ... اون منو نمي خواست آخرش منو يه کور و کچل مي گیره ... مي دونم
سن 21 سالگي : فقط سن 27-28 سالگي قصد ازدواج دارن ، فقط
سن 22 سالگي : خوش تیپ باشه ، پولدار باشه ، تحصیل کرده باشه ، قد بلند باشه ، خوش لباس باشه ... آخ که چي نباشه
سن 23 سالگي : همه خواستگارها رو رد مي کنن
سن 24 سالگي : زیاد مهم نیست که چه ريختييه یا چقدر پول داره ، فقط شجاع باشه ، من رو به اون چیزی که نرسیدم برسونه
سن 25 سالگي : آآآآآه ه ، پس چرا دیگه هیچکی نمي یاد... هر کس میخواد باشه ، باشه
سن 26 سالگي : يه نفر مي یاد ، همين خوبه ، بله
سن 27 سالگي : آخيش
سن 28 سالگي : کاش قلم پات مي شکست و خواستگاری من نميومدي

برچسب: نویسنده: مهران تاريخ: دوشنبه 24 تير 1392 ساعت: 11:46

صفحه بندی